درباره من

سید احمد بنی جمالی هستم

دوستدار طبیعت و انسان و تشنه یادگیری

عاشق موسیقی و ادبیات(خصوصا شعر کلا سیک فارسی به ویژه حافظ و مولوی) و فلسفه و پیاده روی.

سال هاست به شیوه خود آموزدر گیر آموختن زبان انگلیسی  هستم و به راه و روش و سبک خاص خودم در این راه دست یافته ام.

به عنوان مثال به جای کتاب هایی که غالبا برای زبان آموزی توصیه می شود من کتاب های مورد علاقه خودم را که بیشتر در  حوزه روانشناسی و فلسفه هستند از سایت آمازون تهیه می کنم و با کتابخوان دیجیتال(کیندل).

حقیقتاً حوصله خواندن کتاب هایی که محتوای آنها برایم جاذبه ندارند را ندارم واحساس می کنم حتی با وجود اینکه هدف اصلی از خواندن آ‌نها آموختن زبان انگلیسی است عمر را تلف کرده ام و  احساس گناه گریبانم را می گیرد.

پادکست های کتاب ها را هم درطول پیاده روی و رانندگی گوش می کنم. پادکست هایی با صدای گویندگان خوش صدا و خوش لهجه ای مثل آقای جان ماهر .

از سال ۹۲ و با اخذ رتبه ۳ کانون وکلا وارد حرفه وکالت شدم. پیش از وکالت هم، قریب به ۱۷ سال در یکی از موسسات مالی کشور مشغول کار  بودم که از کارمندی(باجه) شروع شد و تا مدیریت حقوقی آن موسسه ادامه پیداکرد.

هدف از تاسیس این وب سایت:

بسیار مواجه شده ام با اشخاصی که رای دادگاه را در دست گرفته اند و به من مراجعه کرده اند و خواسته اند به آنها بگویم که رای به نفع آنها صادر شده یا به زیان آنها؟!

درست مثل کسی که سواد ندارد و نامه ای را به شخص باسوادی می دهد تا بخواند که  مثلا بداند پسرش که سرباز است در نامه چه نوشته است!

شاید فکر کنید کسانی که به من مراجعه کرده اند و  از من خواسته اند تا برای آنها روشن کنم که رای به زیان آنهاست یا به نفعشان سواد چندانی نداشته اند. اما باید خدمت شما عرض کنم که در میان این اشخاص از دکتر و مهندس تا آدم های معمولی بوده اند.

حتی مدیران سازمان هایی که با‌ آنها سر وکار داشته ام، علی رغم تکبّر و غرورشان که نمی خواسته اند بپذیرند متوجه محتوای رای نشده اند هم در میان این گروه جای می  گیرند.

به نظرمن یکی از علل این گرفتاری، زبان عبوس حقوقی است. حقوقی که وامدار فقه است و وفقهی که تمام متون اصلی آن به زبان عربی نوشته شده است. نه عربی امروز بلکه یک عربی متعلق زمان های گذشته که امروزه حتی در کشور های عربی هم رایج نیست. مثل این که یک ایرانی بخواهد تاریخ بلعمی را بخواند.

البته قریب به ۸۰ سال  است که دوستداران زبان فارسی و نویسندگان بزرگ حقوقی تلاش کرده اند که این زبان را تا حد ممکن از قید تعلقات زبان بیگانه بپیرایند اما این تلاش ها با وجود ثمرات بسیار همچنان ناکافی است. درست است که ما امروزه به جای محکمه می گوییم دادگاه و به جای مستنطق می گوییم بازپرس! دادگستری را به زیبایی جایگزین عدلیه کرده ایم و ده ها نمونه از این دست که تمامی آن ها محصول دغدغه فکری و فرهنگی بزرگان این قوم بوده است. اما با این وجود باز هم کثرت واژگان بیگانه به حدی است که یک ایرانی نمی تواند حتی تشخیص دهد که رای دادگاه  به زیان اوصادر شده است یا به نفعش.

در هر صورت من تلاش می کنم در این وب سایت تا آنجا که ممکن است در نوشتن مطالب حقوقی زبان قابل فهم و ‌آراسته ای را به کار گیرم تا خوانندگان در خواندن مطالب حقوقی زحمت و دشواری کمتری را تحمل کنند. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که زبان علمی به هر حال دشواری ها ی خاص خود را دارد و ساده کردن مطالب تا آنجا پسندیده است  که به محتوا ومضمون خلل وارد  نکند و الّا هیچ لطفی  ندارد واین اختصاص به علم حقوق ندارد و در تمام علوم همین حکم جاری است.