در این مطلب به سنّت، دلیل استنباط حکم میپردازیم
سنّت، دلیل استنباط حکم

توضیحی کوتاه:

این نوشته به مرور زمان کامل تر خواهد شد. تغییر قانون، صدور نظریات مشورتی و آرای وحدت رویه و … می توانند در آینده مکمّل و متمّم این نوشته باشند.

به عقیده علماء عامّه (اهل سنت)، سنّت؛ عبارت است از قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام(ص) ولی به عقیده علماء امامیه (شیعه) سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) حضرت زهراء (س) و دوازده امام معصوم (چهارده معصوم). منظور از قول یعنی گفتار معصوم، چنانکه پیامبر (ص) فرموده اند:

«لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام»

و مقصود از فعل، یعنی رفتار معصوم و مراد از تقریر، یعنی سکوت معصوم چنانکه شخصی در حضور پیامبر(ص) عملی انجام داده و پیامبر(ص) در مقابل او سکوت کرده است. این سکوت به منزله تایید ضمنی آن عمل است. اصطلاحاً به نقلِ سنت خبر یا حدیث یا روایت گفته می شود.

باید توجه داشت در بحث سنّت، نزاع علماء صغروی است و نه کبروی. توضیح آن که بحث اصلی در سنت این نیست که آیا قول یا فعل یا تقریر معصوم حجت است یا خیر؟ زیرا اگر ثابت شود که فلان گفته، قول معصوم و فلان عمل، فعل معصوم و فلان سکوت، تقریر معصوم بوده قطعا این امر حجت است. بنابراین بحث و نزاع در این است که آیا معصوم فلان مطلب را  فرموده یا فلان عمل را انجام داده یا در مقابل فلان کار سکوت کرده است خیر؟

تنها در اینجاست که میان علماء نزاع و اختلاف است که برخی معتقدند معصوم آن گفته را فرموده و برخی دیگر مُنکر آن هستند. ولی هرگاه ثابت شود که معصوم امری را فرموده هیچ کس درحجیّت آن تردید ندارد.

اقسام خبر

خبر بر دو قسم است:

  1. خبر متواتر
  2. خبر واحد

قسم نخست: خبر متواتر

خبر متواتر خبری است که رُوات آن به قدری زیاد هستند و انسان احتمال تبانی بین آنها جهت قلب واقع را نمی دهد. بنابراین خبر متواتر، مفیدِ قطع بوده و بی گمان حجّت است. خبر متواتر خود برسه قسم است:

  1. متواترلفظی
  2. متواتر معنوی
  3. متواتر اجمالی

الف: متواتر لفظی

متواتر لفظی، خبرمتواتری است که الفاظ آن دقیقاً توسط همه رُوات نقل شده است چنان که حدیث: «انّمَا الاَعمَالُ بِالنیِّات» خبر متواتر لفظی است و هرکس که این حدیث را نقل کرده عیناً با همین عبارات بیان نموده است. مثال دیگر متواتر لفظی حدیث معروف: « َمن کُنتُ مولاه فَهذا عَلیُ مَولاه» می باشد.

ب: متواتر معنوی

متواتر معنوی خبر متواتری است که هر چند الفاظ آن به طور یکسان از سوی همه رُوات نقل نشده ولی معنای خبر متفاوت نبوده و یکی است. برای مثال حدیث معروف لاضَرَر، دست کم به سه صورت نقل شده است.

صورت اول: «لاضَرر و لاضِرار»

صورت دوم: «لاضَرر و لاضِرارٌ فی الاسلام»

صورت سوم: «لاضَررَ و لاضِرارٌ عَلی المُومِن»

چنانکه ملاحظه میگردد این حدیث هرچند به سه صورت نقل شده ولی معنای آنها یکی است. مثال دیگر متواترِ معنوی، قاعده غرَرَ است که دست کم به دو صورت نقل شده است.

صورت اول: «نَهَی النَّبیُّ عَنِ الغَرَر»

صورت دوم: «نَهَی النَّبیُّ عَن بَیعِ الغَرَر»

پ: متواتر اجمالی

متواتر اجمالی خبر متواتری است که هر چند به طور مستقیم از سوی رُوات نقل نشده ولی از  مجموع شرایط و اوضاع و احوال به دست می آید چنانکه شجاعت حضرت علی(ع) خبری است که هر چند به طور مستقیم بیان نشده ولی هیچ کس در آن کوچکترین تردیدی ندارد.

 

قسم دوم: خبر واحد

خبر واحد که جمع آن اخبار آحاد است، خبری است که متواتر نبوده و تعداد رُوات آن به حد تواتر نرسیده است، بنابراین نباید پنداشت که خبر واحد چنانکه از نام آن پیداست خبری است که تنها یک راوی دارد، بلکه خبر واحد ممکن است چندین راوی داشته باشد، ولی نکته مهم آن است که تعداد رُوات آن نباید به حدّ تواتر برسد.

خبر واحد مفید قطع نیست، بلکه مفید ظنّ است، ولی چون شارع این ظنّ را تاییدکرده، ظنّ معتبر یا خاص بوده و در نتیجه خبر واحد حجت است.

مهمترین دلیل حجیت خبر واحد مفهوم مخالف آیه:

«اِن جَائکم فَاسِقٌ بِنَبِاءٍ فَتبَیَّنوا» یعنی اگر فاسقی برای شما خبری آورد، بررسی و تحقیق کنید (سوره مبارکه حُجرات،آیه ۶) است.

مفهوم مخالف این آیه آن است که هرگاه عادلی برای شما خبری آورد حجت است و لازم نیست در مورد آن به تحقیق و بررسی بپردازید.

باید توجه داشت خبر واحدی که سلسله رُوات آن بیش از سه سلسله باشد، اصطلاحاً خبر مُستفیض گفته می شود، بنابراین برخلاف برخی که معتقدند خبر بر سه قسم متواتر، واحد و مستفیض است، باید عقیده کسانی را تاییدکرد که معتقدند خبر یا متواتر است و یا واحد و خبر واحد خود به مُستفیض و غیر مُستفیض تقسیم میشود.

نکته دیگر آن که روای خبر باید دارای هفت شرط باشد:

  1. بلوغ
  2. عقل
  3. اسلام
  4. ایمان(شیعه اثنی عشری)
  5. عدالت
  6. ضبط(حافظه قوی)
  7. توقیق(مورد وثوق)

باید توجه داشت که این هفت شرط به جز عقل و ضبط باید به هنگام ادا و بیان خبر در راوی موجود باشد نه به هنگام تحمل خبر، ولی دو شرط عقل و ضبط هم به هنگام تحمل خبر و هم به هنگام ادای آن باید موجود باشد. برای مثال هرگاه صغیری در زمان صِغَر از پیامبر (ص) بیانی شنیده باشد ولی در زمان پیری آن را نقل کند چون به هنگام نقل واجد وصف بلوغ بوده خبر او حجت می باشد.

بنابر شرایط راوی که در بالا به آنها اشاره شد خبر واحد چهار قسم است:

  1. خبر صحیح
  2. خبر حَسَن
  3. خبر مُوثَّق یا قوی
  4. خبر ضعیف

 

خبر صحیح خبر واحدی است که رُوات آن همگی دارای تمام شرایط هفت گانه فوق باشند.

خبر حسن خبر واحدی است که روات آن همگی شیعه اثنی عشری بوده (ایمان) ولی برخی از آنها موثّق نمی باشند. به بیان دیگر در خبرحَسَن یکی از شرایط هفت گانه فوق (توثیق) در برخی از رُوات وجود ندارد.

خبر موثق یا قوی برعکس خبر حَسَن است. به این معنی که تمام رُوات آن موثّق هستند، ولی برخی از آنها فاقد وصف ایمان بوده و شیعه اثنی عشری نیستند.

خبر ضعیف، خبر واحدی است که رُوات آن یک یا چند شرایط از شرایط هفت گانه فوق را نداشته باشند. خبر ضعیف حجّت نیست. مگر این که مشهور باشد، یعنی مشهور علماء به آن استناد کرده باشند که  در این صورت به آن خبر مقبول می گویند، به بیان دیگر می توان گفت که شهرت، ضعفِ خبر را جبران می کند.

نکته دیگر آن که سه خبرِ نخست به ترتیبی که در بالا گفته شد حجت هستند. بدین معنی که ابتدا خبر صحیح و سپس خبرحَسَن و در پایان خبر موثّق یا قوی حجت است.

 

 

 

رزرو وقت مشاوره ۰۹۰۵۵۸۷۵۵۹۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید