توضیحی کوتاه:

این نوشته به مرور زمان کامل تر خواهد شد. تغییر قانون، صدور نظریات مشورتی و آرای وحدت رویه و … می توانند در آینده مکمّل و متمّم این نوشته باشند.

در ماده ۹۴۰ قانون مدنی آمده است: 

«زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می برند»

این حکم نه تنها قاعده توارث میان دو همسر را اعلام می کند بلکه آن را مشروط به دائمی بودن زوجیت می سازد. شرط طبیعی دیگری که از مجموع قواعد ارث و از جمله تاریخ انتقال ترکه در زمان مرگ مورث بر می آید این است که باید پیوند زناشویی (سبب) در لحظه تحقق ارث موجود باشد تا همسر بتواند به این عنوان وارث تلقی شود.

 با جمع بودن دو شرط: 

  1. وجود پیمان زناشویی در زمان مرگ
  2. دائمی بودن زوجیت، مقتضی توارث به سبب فراهم می آید و این مقتضی اگر به مانعی بر نخورد سبب انتقال بخشی از ترکه به همسر می شود. وقوع نزدیکی میان زن و شوهر از شروط عمومی توارث به سبب نیست و چنان که خواهیم دید در نکاح مریض، اماره نیاز شوهر به داشتن همسر است.

درباره موانع ارث قواعد عمومی حکم فرما است. با وجود این در مورد کفر باید افزود که اگر همسر مسلمان پیش از مرگ او کافر شود بی گمان از ارث او محروم است. ولی درباره توصیف خروج از اسلام باید میان موردی که کفر سبب انحلال نکاح می شود و فرضی که با وجود کفر همسر زوجیت باقی می ماند تفاوت گذارد.

  1. در موردی که کفر باعث انحلال زوجیت است مانند فرضی که شوهر کافر شود یا زن مذهبی اختیار کند که از دیدگاه اسلام غیر کتابی است باید آن را از اسباب انحلال زوجیت (مقتضی) شمرد نه مانع توارث، زیرا مانع به امری گفته می شود که از نقود مقتضی جلوگیری کند در حالی که با انحلال زوجیت در زمان حیات مورّث مقتضی ارث در زمان مرگ او از بین می رود و زمینه توارث وجود ندارد تا کفر مانع آن شود پس باید بقای بر اسلام را از شرایط تحقق مقتضی (نکاح) شمرد. همچنین است در موردی که همسر کافری اسلام آورد و نکاح پیش از مرگ مورث منحل شود. 
  2.  فرضی که کفر سبب انحلال زوجیت  نمی شود، مانند این که زوجه مسلمان مسیحی یا یهودی شود کفر را باید از موانع ارث شمرد زیرا با وجود مقتضی ارث نکاح از نفوذ آن جلوگیری می کند.   دکتر کاتوزیان/ درس هایی از شفعه، وصیت و ارث/ شماره ۲۶۵

رزرو وقت مشاوره ۰۹۰۵۵۸۷۵۵۹۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید