توضیحی کوتاه:

این نوشته به مرور زمان کامل تر خواهد شد. تغییر قانون، صدور نظریات مشورتی و آرای وحدت رویه و … می توانند در آینده مکمّل و متمّم این نوشته باشند.

  1. در قرآن مجید که مهم ترین منبع حقوق اسلامی و معیار درستی سایر منابع است، زن نیز از تمام ترکه شوهر خود ارث می برد و هیچ قید و  استثنایی ندارد.

در آیه ۱۱ از سوره نساء به صراحت اعلام شده است: «فَلَهُنَّ الرُّبع ممَّا تَرکتُم ان لَم یَکُن لَکُم ولدٌ، فَان کان لکُم ولدٌ فلهُنَّ الثَّمن ممَّا ترکتُم»

مفسران و پاره ای از فقیهان نیز در توضیح و بیان آیه هیچ قید و مخصِّصی برای آن نگفته اند. در تقسیم ترکه با وارثان دیگر نیز سهم زوجه را یک چهارم یا یک هشتم از تمام ترکه شوهر آورده اند و این سکوت و تغافل دست کم نشان می دهد که در دلالت قرآن بر این که زن از تمام اموال شوهر ارث می برد سخنی ندارند. تاریخ و حکمت نزول آیه نیز نشان می دهد که پیامبر در مقام بیان حکم و خطاب به کسانی بوده است که به زنان از میراثِ شوهران ارث نمی داده اند و در مقام بعید است که تمام حکم و از جمله حرمان زن از زمین و اعیان بنا و درخت، گفته نشده باشد. اتفاق سایر مذاهب اسلامی بر اجرای بی قید و شرط حکم قرآن هم شدت ظهور و صراحت حکم را تایید می کند.

  1. در اخبار معصومین نیز بعضی دلالت بر برابری زن و شوهر از جهت قلمروی ارث  دارد. در روایت ابن ابی یعفور و ابان و فضل ابن عبد الملک که درباره پاسخ ارث زن از زمین، امام می فرماید: «یرثها و ترثه من کل شیء ترک و ترکت» و اسکافی (ابن جنید) نیز بر پایه همین خبر نظر می دهد که زن از تمام ترکه شوهر ارث می برد و سید مرتضی نیز برای جمع بین اخبار، زن  را از تملک عین زمین محروم و از قیمت آن بهره مند می داند.

بعضی نیز احتمال داده اند که اختصاص زمین به مردان، ویژه زمین های فتح شده (مفتوح العنوه) باشد که پاداش جهاد و برای مردان است و درباره سایر زمین ها زن ارث می برد.

در میان فقیهان نیز برداشت ها و اندیشه ها یکسان نیست و هشت نظر در گفته ها نمایان است:

  1. زن در تمام موارد از زمین و عین بنا و درختان ارث می برد.
  2. از از قیمت زمین و اعیان و اشجار ارث می برد.
  3. زنی که از همان شوهر فرزند دارد از تمام ترکه ارث می برد و زنی که عقیم مانده است از زمین و عین ابنیه و اشجار محروم است.
  4. زن مطلقاً از زمین و عین ابنیه و اشجار ارث نمی برد.
  5. زن از عرصه خانه و مسکن محروم است و از زمین ارث می برد.
  6. زن بی فرزند از زمین ارث نمی برد و از قیمت ابنیه و اشجار ارث می برد.
  7. شوهر نیز مانند زن از ارث زمین و عین ابنیه و اشجار محروم است.
  8. حرمان ارث زن ویژه زمین های فتح شده (مفتوح العنوه) است.

 

دو نظر سوم و چهارم مشهور تر از سایر نظرها هستند و نگاه اجمالی به شمار فقیهانی که زن صاحب فرزند از شوهر را از تمام ترکه او بهره مند می دانند نشان می دهد که در تایید مشهور فقیهان از حکم ماده ۹۴۶ قانون مدنی درباره مادر فرزندان متوفی به شدت تردید است و حتی به نظر می رسد که مشهور بزرگان به وراثت زن بچه دار تمایل دارند.

بدین ترتیب ما با وضعی روبرو هستیم که:

  1. به یقین حکم الهی و قرآنی با برابری زن و شوهر و وراثت زن از تمام اموال شوهر موافق است.
  2. درباره احتمال تخصیص قرآن به اخبار و مفاد آن اندیشمندان به هفت گروه و شاید بیش از آن تقسیم شده اند.
  3. اجماعی بر سر راه تحول حکم حرمان به چشم نمی خورد و شهرت آن را تایید نمی کند.

در این وضع آیا پاسخ نگُفتن به ندای عدالت دریغ و ظلم و نیست و «مانع شرعی» بهانه سنت گرایی نشده است؟  کدام فقیه روشن ضمیر، قانونگذاری را که در حال گریز از قیل و قال مفسران اخبار، بر بال فرشته عدالت به سوی قرآن می رود نکوهش می کند؟

دکتر ناصر کاتوزیان/ درس هایی از شفعه، وصیت و ارث/ شماره ۲۷۹

 

 

رزرو وقت مشاوره ۰۹۰۵۵۸۷۵۵۹۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید