وصیت نهادی است حقوقی که با سایر نهادهای قانونی وحقوقی تفاوتی بنیادین دارد
وصیت

توضیحی کوتاه:

این نوشته به مرور زمان کامل تر خواهد شد. تغییر قانون، صدور نظریات مشورتی و آرای وحدت رویه و … می توانند در آینده مکمّل و متمّم این نوشته باشند.

وصیت: نهادی است حقوقی که با سایر نهاد های قانونی و حقوقی تفاوتی بنیادین دارد و آن تفاوت هم این است که برخلاف سایر اموری که شخص در زمان حیات خود انجام می دهد، وصیت معلّق به فوت است و عملاً نقطه آغاز ماجرای وصیت را باید پایان زندگی شخص در نظر گرفت. به عبارتی ما زمانی با وصیت روبرو می شویم که شخص وصیت کننده دیگر وجود خارجی ندارد و این مهم ترین ویژگی و تفاوت وصیت با سایر اعمال حقوقی است.

همچنین پیچیدگی و دشواری دیگری هم در موضوع وصیت وجود دارد و آن این که وصیت هایی که شخص برای زمان بعد از مرگ خود می کند، طیف وسیعی از اعمال حقوقی را در بر می گیرد که همه آنها ماهیت یکسانی ندارند. به عنوان مثال شخصی ممکن است برای بعد از فوت خود وصیت کند که اموال او را صرف امور خیریه و  امور عام المنفعه نمایند یا سرپرستی کودکان خود را به شخصی بدهد و یا به فرزندان خود توصیه های اخلاقی  نماید. این ها مصادیق اعمالی هستند که می توان عنوان وصیت به آنها داد که البته همان طور که ملاحظه می گردد ماهیت متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند.

همچنین وصیت کننده ممکن است وصیت خود را به نحوی تنظیم کند که تصرف مستقیم در مال محسوب شود؛ مثلاً بگوید بعد از مرگ من اتومبیل من مال حسن است.

در مواردی هم ممکن است وصیت کننده، (موصی) اشخاصی را معیّن کند که وصیت توسط آنها انجام شود. مثلاً وصیت کننده (موصی) بگوید فلان مال را به فلان شخص بدهید و مواردی از این دست. در این موارد وُرّاث یا وصی مامور انجام وصیت می شوند.

خلاصه این که وصیت های شخص می تواند دامنه گسترده ای از اعمال حقوقی (عقد یا ایقاع) را در بربگیرد. برای نمونه از گذشت کردن بدهی خود نسبت به بدهکاران (ابراء) گرفته تا بخشش اموال خود به دیگران (هِبه) و یا دستور فروش اموال (بیع) و یا اینکه مثلا فلان مبلغ به فلان شخص برای مدتی (قرض) داده شود همگی می توانند در دایره وصیت جای بگیرند.

اما همان طورکه گفته شد نقطه اتصال و اشتراک همه امور فوق این است که  این اعمال همگی بعد از فوت شخص انجام می شوند و اگر برای مثال خود شخص قبل از فوت، آن عمل را انجام دهد مشمول وصیت نخواهد بود.

پس تصرفی وصیت نامیده می شود که اصطلاحاً برای بعد از مرگ، انشاء شود و اثر آن منوط به فوت وصیت کننده باشد.

 بنابراین به طور اجمالی شاید بتوان وصیت را این چنین تعریف کرد:

«انشاء امری است که اثر آن معلّق به فوت است، خواه این امر تملیک رایگان و مستقیم مال، یا دستور تصرف در  آن، یا فکّ ملک و اسقاط حق و نصب وصی، ادای واجبات مالی و مانند این ها باشد.»

آیا بیمه عمر هم مشمول وصیت است؟

همان طور که در بالا توضیح داده شد وصیّت دامنه وسیعی از اعمال حقوقی را در بر می گیرد و بسیاری از امور حقوقی را می توان  در این دایره گنجاند. اما با این وجود نباید پنداشته شود که تمام اعمال حقوقی که معلق به فوت هستند را  می توان مصداقی از وصیّت به شمار آورد.

به عنوان مثال بیمه عمر که تعهد بیمه گر به پرداخت حق بیمه به بازماندگان بیمه گذار است و طبیعتا معلق به فوت او می باشد را نباید نوعی وصیت تلقی نمود.

 به نظر می رسد در تحلیل حقوقی باید بیمه عمر را نوعی عقد مُعوّض در نظرگرفت که در آن دو تعهد متقابل وجود دارد.

  1. تعهد بیمه گذار که مُنجّز بوده و مربوط به زمان حیات او است و هیچ تعلیقی هم درآن وجود ندارد.
  2. تعهد بیمه گر که این تعهد هم معلّق به فوت او نیست، بلکه معلّق به فوت شخص بیمه گذار است.

بنابراین با توجه به تحلیل بالا و مقایسه و تطبیق آن با تعریفی که  از وصیت ارائه شد به نظر می رسد که نمی توان بیمه عمر را در قالب وصیت جای داد.

چرا که وصیّت در هیچ حالتی با ترکیب بالا سازگار نیست و نمی توان آن را در قالب تعهدهای متقابل و معوّض واقع کرد و رکن اصلی وصیّت هم که معلق بودن آن به فوت شخص وصیت کننده است با منجّز بودن عقد بیمه هماهنگی ندارد.

تعریف وصیت

به نظر می رسد بر اساس مقدمّات بالا و توصیف اجمالی که از وصیت داده شد بتوان وصیت را به نحو زیر تعریف نمود:

«عملی است حقوقی که به موجب آن شخص، به طور مستقیم یا در نتیجه تسلط دیگران، در اموال یا حقوق خود برای بعد از وفات تصرف می کند.»

با این تعریف می توان وصیت را چنین تصور کرد که عملی است حقوقی که نقطه ثِقل آن معلق به فوت شخص وصیت کننده است. با این تعریف، وصیت در برابر سایر اعمال حقوقی که شخص در زمان حیات خود انجام می دهد قرار می گیرد.

در فقه امامیه هم یک تقسیم بندی در این زمینه وجود دارد. به این نحو که فقیهان، تمام اعمال حقوقی و تصرّفاتی که شخص در زمان حیات خود انجام می دهد را «مُنجَّزات» می نامند، در برابر وصیت که تمام اعمالی که در قالب وصیت انجام می شود «معلق» به فوت است.

انواع وصیت

با این همه، کثرت موضوعات و اعمالی که می تواند در قالب وصیت واقع شود چندان زیاد و پراکنده است که حقوقدان یا دانشجوی حقوق را با تشویش و سردرگمی دچار می کند.

برای برون رفت از این تشتّت و پراکندگی و به منظور انسجام بخشی، نویسندگان حقوقی نهایتا بر اساس یک تحلیل که در فقه هم بی سابقه نیست وصیت را به دو گروه تقسیم نموده اند:

  1. وصیت عهدی
  2. وصیت تملیکی

قانون مدنی در ماده ۸۲۶  این دو نوع وصیت را توضیح داده است:

ماده ۸۶ قانون مدنی:

«وصیت تملیکی عبارت است از این که کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد ازفوتش به دیگری مجاناً تملیک کند، وصیت عهدی عبارت است از این که شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور می نماید.»

با این حال این تقسیم بندی هم کمک چندانی به رفع ابهام از ماهیت وصیت نکرده و ماهیت آن با این تقسیم بندی همچنان مبهم باقی مانده است.

زیرا تقسیم وصیت به تملیکی و عهدی به شرح فوق دارای ایراداتی است از جمله اینکه:

  1. بر اساس تعریفی که ماده ۸۲۶ ارائه کرده است، وصیت به صورت حصری به دو نوع تملیکی و عهدی تقسیم شده و این تعریف به همین دلیل تعریف جامعی نیست. چرا که شامل انواع وصیت نمی شود. به عبارت دیگر، بسیاری از مصادیق وصیت در این تعریف جای نمی گیرند. به عنوان مثال وصیت به اسقاط حق ، وصیت به وقف و وصیت به مضاربه که هر کدام ویژگی خاصی دارند از این تعریف بیرون مانده اند. چرا که وصیت های فوق را نه می توان از مصادیق وصیت عهدی به شمار آورد و نه از مصادیق وصیت تملیکی.
  2. معیاری که برای تمیز و تشخیص وصیت تملیکی از وصیت عهدی ارائه شده روشن و دقیق نیست.

به عنوان مثال فرض کنید وصیت کننده (موصی) وصیت کند که اموال او را بفروشند و خرج امور عام المنفعه کنند کسی را هم برای انجام این کار مامور نکند. در این حالت و بر اساس ملاک ماده ۸۲۶ مدنی نمی توان این وصیت را عهدی نامید، در صورتی که این وصیت عهدی است. به عبارتی ماده ۸۲۶ قانون مدنی قلمرو وصیت عهدی را وصیتی می داند که در آن کسی به عنوان وصی تعیین شده باشد.

در حالی که هر وصیتی که اثرش ایجاد تعهد باشد و به طور مستقیم به تملیک ترکه نپردازد، وصیت عهدی محسوب می شود. فقیهان نیز آن را «تسلیط بر تصرف» نامیده اند تا در برابر تملیک قرار گیرد.

نکته دیگر این که در وصیت بر غیر محصور و جهات مانند وصیت به نفع فقرا و مستمندان هم این تردید وجود دارد که این وصیت شامل وصیت عهدی است یا تملیکی؟

قانون مدنی در ماده ۸۲۸ مقرر کرده است:

«هرگاه موصی غیرمحصور باشد مثل اینکه وصیت برای فقراء یا امور عام المنفعه شود قبول شرط نیست.»

که از ظاهر ماده بر می آید که این وصیت تملیکی است، در صورتی که تملیک در  این وصایا به طور مستقیم قابل اجرا نیست.

رزرو وقت مشاوره ۰۹۰۵۵۸۷۵۵۹۰

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید